یک صد و سه سال از انقلاب مشروطیت ایران می گذرد . روزي که با همت مردم آزاده ایران سلطنت لجام گسیخته هارشد و قید قانون را پذیرفت . آن روز ما ایرانیان از پیشگامان مشروطه خواهی در منطقه آسیا بودیم هرچند که خود با تفرقه هاي بعد از انقلاب و بازتولید استبداد دوران سختی را گذراندیم . سالیانی بعد ، از میان راه سنگلاخ آزادي باردیگر قد برافراشتیم و با نهضت ملی کردن نفت آرمان آزادي و استقلال را توأمان جویا شدیم. این بار نیز تفرقه درونی به اس تبداد و استعمار جسارت بخشید تا با کودتاي ننگین 28 مرداد 32 باردیگر سرکوب مان کند . درمشروطه محمدعلیشاه مستبد با کمک قزاق روس و توجیه استبداد دینی ، مجلس مشروطه را به توپ بست . درنهضت ملی نفت نیز اوباشان دربار با پشتوانه استعمار انگلیس و امریکا دست به کودتا زدند. تا به خود آییم و یکدیگر را بازیابیم 35 سال به درازاکشید. این بار آزادي و استقلال و اسلامی که پشتوانه آن بود آرمان ملت شد. سال 1357 ملتی با این پشتوانه هم به استبداد نه گفت و هم به نفوذ خارجی پایان داد و هم از استبداد مذهبی و توجیه گرروي گرداند . این سه گرایش را درهم آمیخت و در اصل 56 قانون اساسی خود نوشت :"حاکمیت مطلق برجهان و انسان از آن خداست وهم او، انسان را بر سرنوشت اجتماعی خویش حاکم ساخته است . هیچ کس نمی تواند این حق الهی را ازانسان سلب کند یا در خدمت منافع فرد یا گروهی خاص قراردهد ". ملت به این بالندگی رسید که خواهان مشارکت در تعیین سرنوشت خویش شود . به این باور رسید که خداوند نه طرفدار حاکمیت یک فرد یا طبقه و گروه خاص بلکه مدافع حق تعیین سرنوشت براي آحاد ملت است . ملت به این ایمان رسید که آن که به نام دین و خدا و مقدسا ت درصدد است تعیین سرنوشت او را در انحصار گروه یا فردي خاص قراردهد فریبکاري بیش نیست . چرا که حق مشارکت در تعیین سرنوشت اجتماعی حقی الهی است و هیچ کس حق سلب آن را ندارد . این بیداري ملت بود که خواب حامیان استبداد و استعمار را آشفته کرد . به همان نسبتی که ملت ما هوشیارتر و مجرب تر شد، بدخواها ن ایران نیز مکارتر شدند و این بار با دسیسه هایی پیچیده تر و پوشیده تر به مقابله برخاستند . این بار همه آرمانها یعنی آزادي، استقلال و اسلام رهایی بخش آماج حمله قرارگرفت. با موج تروریسم از درون، جنگ از بیرون و کودتاي خزنده از چند سو برسرمان ریختند . درطول مسیرپیش آمده ما با این دسیسه ها روبرو بودیم . به دلیل ضعف هایمان گاه ازکنارشان گذشتیم به این گمان که ما را آسیبی نرسد. گاه همراهش شدیم به این گمان که امر حقی صورت می گیرد . گاه احساسش نکردیم و دسیسه اي ندیدیم . اما اکنون ملت ما در برابر یک آزمون تاریخی بزرگ قرار گرفته ا ست. دراین مقطع تاریخی پدیده جدید و کم سابقه اي را تجربه می کند و واکنش او در برابر این پدیده سرنوشت آینده اش را رقم خواهد زد.آنچه در این مقطع حساس اهمیت ویژه دارد شناخت درست جریانی است که نه تنها قصد مصادره آراي مردم را دارد بلکه می خواهد آرمان هاي دیرپاي آنان را نیز براي حاکمیت خود قربانی کند.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر