مرحوم آیت اله طالقانی یکی از کسانی بود که به توطئه تفرقه افکنی از ابتداي انقلاب پی برد . او همواره بر وجود این خطر تأکید می کرد و همگان را از افتادن به دام این روند برحذر می داشت : " ماچه می خواهیم، چه می گوییم، چه هدفی داریم؟ ...چرا باید مقابل هم قرار بگیریم؟ این مقابله ها و موضع گیري ها هرچند با حسن نیت باشد ولی پشت سر آن دست استعمار پا می گذارد. همان طوري که چندي قبل موضع گیري هایی که در مقابل هم قرارگرفتند سبب شد که دشمنان ما دشمنان زخم خورده ما به توطئه مشغول شدند".
سخنرانی در 30 تیر 1358
آیت اله طالقانی در اولین خطبه نمازجمعه دانشگاه تهران :" باید توجه کنیم که یکی از حیله هاي دشمن اینست که یک مخالف را به صورت دشمن قوي در می آورد و گاهی هم دشمنی را می سازد براي اینکه پشت درگیري بین این دو گروه بتواند دسایس خودش را انجام بدهد". درآن زمان تمامی تلاش آیت اله طالقانی این بود که اختلافات میان نیروها را کاهش داده و آنها را با گفت وگو و برخورد آرا به هم نزدیک کند. درمقابل جریاناتی نیز بودند که با برخوردهاي تند و حذفی و فیزیکی می کوشیدند اختلافات فکري را به نزاع و کشمکش تبدیل کنند.
آیت اله طالقانی با این روش ها نیز مقابله می کرد ، در نماز جمعه دوم :"آن کسی که آن دسته اي که به نام دین به گروهی حمله می کنند، به جوامع آنها، محل سخنرانی آنها، کتابخانه هاي بعضی از گروه ها را مورد حمله قرارمی دهند، اینها تصور نکنند خدمت به دین می کنند، یا مسلمان هاي ناآگاه هستند یا آلت دست هستند...".
در آن زمان در برخی استان هاي ایران از جمله کردستان، گنبد و بلوچستان تشنجاتی ایجاد شده بود . آیت اله طالقانی در تجزیه و تحلیل آن حوادث در نماز جمعه دوم می گویند :" انگشت هایی، دست هایی درکارمی آید، نفاسات فی العقد، خناس ها شروع می کنند بین دو گروه به اسم (شیعه – سنی)، (کرد- عرب)، (کرد- ترك)، (فارس- ترکمن) شروع می کنند این عقده ها را هی تهییج کردن و بعد کم کم اینها مقابل هم قرار می گیرند. از دنیا و از انقلاب غافل می مانند و در این میان یک گلوله ناشناسی شلیک می شود و یک نفر این وسط به خاك و خون می غلتد، بعد هم همان عوامل به هم می ریزند، همان کسانی که از خارج تحریک می کنند و از داخل با آنها همکاري می کنند".
آیت اله طالقانی همواره تأکید می کرد ادامه این کشمکش ها موجب می شود استبدادي نوین بر کشور حاکم شود ، در نماز جمعه سوم: "اگر خداي نخواسته به همین منوال پیش برود مستب دینی بر همه ما مسلط خواهندشد ... بعضی از مردم هستند که وقتی با شما مواجه می شوند سخنرانی می کنند و شعار می دهند و شما توده هاي مردم را فریفته گفته هاي خود می کنند. وعده آب و نان و مسکن و آسایش می دهند، در چنین محیطی این انسان براي رسیدن به هدف، همه جور وسیله را توجیه می کند. دین و شرف و انسانیت را به استخدام خود می گیرد، دروغ می گوید، فریب می دهد، خدا را شاهد می گیرد بر این که من می خواهم این مملکت را نجات بدهم. یک رضاخانی، یا یک آریامهري وامثال اینها ولی روحیه اش لجوج ترین و کینه توزترین مردم نسبت به خلق است تا وقتی که سوارکار نشده وعده می دهد ولی همین که سوار شد دیگر به هیچ چیز رحم نمی کند. شروع می کند به فاسد کردن اخلاق، رواج فحشا و ترویج مواد مخدر براي اینکه مردم را محتاج تر کند. براي اینکه خودش بتواند بر همه امور مسلط باشد و زراعت را فاسد می کند. براي اینکه همه محتاج شوند. همه فقیر بشوند، همه رو به شهرها بیاورند، همه دستشان به طرف ادارات و وزارتخانه ها باشد، براي اینکه سر برج حقوقی بگیرند و بعد هم با ذلت و بدبختی زندگی کنند...".
این مضامین در همه برخوردها و سخنرانی هاي آیت اله طالقانی به چشم می خورد . ایشان عملا" تمام تلاشش این بود که شکاف ها و اختلافات را به طور مسالمت آمیز کاهش دهد و در آخرین سخنرانی اش در بهشت زهرا نیز بطور مفصل درباره همین اختلافات صحبت کرد :"شما همه سراسلام دعوا دارید . این می گوید تو اسلام را نفهمیدي، التقاطی هستی، آن می گوید تو اسلام را نفهمیدي مرتجعی، راستی . آن می گوید تو چپی، اسلامت فقاهتی نیست . همه دعوا سرا سلام است. ولی هنوز نفهمیدیم اسلام چه هست..."
امام خمینی نیز در طول دوران حیاتش همواره بر وحدت تأکید داشت . ایشان همواره بر وحدت میان شیعیان و اهل سنت تکیه می کرد . هفته وحدت که نماد اتحاد میان فرقه هاي اسلامی است با تأیید ایشان اعلام شد . در ابتداي انقلاب همگان شاهد بودند ایشان علی رغم اختلاف دیدگاه با نیروهاي ملی، همواره از اشخاصی چون مرحوم مهندس بازرگان و دکترسحابی و دکتریزدي و حتی دکتربنی صدر دفاع می کرد. حتی ایشان صراحتا " اعلام کرد مارکسیست ها هم آزادند مگراینکه توطئه کنند. حزب توده نیز تا چند سال پس از انقلاب به فعالیت خود ادامه داد.
آیت اله منتظري نیز همواره همین مشی امام خمینی را داشت واز اینکه نیروهاي انقلاب به جان هم بیفتند و حذف شوند هشدار می داد.
آیت اله منتظري نیز همواره از تفرقه افکنی و حذف و طرد نیروهاي انقلاب اعلام 60 یکی از صدها /11/ خطرمی کرد . پیام ایت اله منت ظري به مناسبت دهه فجردر 11 موارداست، دراین زمینه : "براي دشمن روشن شده که این انقلاب با توطئه هاي نظامی و تروریستی از پا درنمی آید. پس باید کاري کنند که ملت به حالت یأس و زدگی و ناباوري نسبت به آینده انقلاب برسد . دراین رابطه نباید از نقش عو امل نفوذي دشمن که منافقانه و فرصت طلبانه خود را مکتبی و درخط امام جازده اند غافل ماند . ایشان قهرا " می کوشند جو سوءظن و بدبینی را بین نیروهاي مؤمن و اصیل انقلاب تشدید کنند و مهره هاي خود را پس از خالی نمودن پست هاي حساس از افراد مؤمن و متعهد به کارها بگمارند تا بتوانند به شکل پیچیده اي فرصت ها را از بین ببرند و نارضایتی تدریجی وعمومی را به ارمغان بیاورند"
۱۳۸۸ مرداد ۲, جمعه
مقدمه: تفرقه و سرکوب
سال 1335 در حاکمیت شاه سازمان اطلاعاتی ت شکیل شد با عنوان سازمان اطلاعات و امنیت کشور که به ساواك مشهورشد. در آستانه انقلاب این سازمان بیست و دو سال سابقه فعالیت داشت. سازمان هاي اطلاعاتی دنیا مثل و سیا و موساد آن را پشتیبانی می کردند. درسال هاي پیش از انقلاب، ساواك تشکیلاتی قوي intelligent service داشت. ایران هم براي جهان غرب جزیره ثبات و آرامش بود و کمربندي دربرابر نفوذ کمونیسم در منطقه . بطوري که ساواك و ارتش ایران در سرکوب جنبش هاي منطقه مثل ظفارنیز نقش تعیین کننده داشت . وقتی موج انقلاب به پیش می رفت، سرکوب و شکنجه در زندان ها تنها ابزار مقابله آنان بود . اما این روش ها کار به جایی نبرد و بر کینه مردم افزود . کار به جایی رسید که دیگر نتوانستند جلوي این حرکت را بگیرند. انقلاب پیروز شد. امواج انقلاب در سایر کشورهاي اسلامی و غیراسلامی نیز رو به گسترش بود. از این زمان براي مقابله با این امواج فزاینده پروژه اي دیگر رقم خورد. این شیوه ترفند تازه اي نبود . همواره استعمارگران دربرابر مقاومت مردم از روش تفرقه بینداز و حکومت کن استفاده کرده اند. وقتی توان سرکوب ندارند و فشار و ارعاب نتیجه ندارد به این روش متوسل می شوند . پروژه مقابله با انقلاب اسلامی ایران هم این بود که ضمن ادامه فشار و سرکوب از بیرون با رخنه در درون انقلاب، با تشدید اختلافات و تفرقه ها به تدریج اتحاد ایجاد شده را تکه پاره کرده و از بین ببرند.
آغاز

براي شناخت ماهیت این جریان که اکنون به صورت متقلبانه بنا دارد سرنوشت کشور را به دست بگیرد لازم است برگردیم به تاریخچه و سوابق این جریان ومسیري که تا امروز که به این بلا دچار شده ایم طی کرده ایم . در غیراین صور ت اگر مسأله را مقطعی و ایستا بنگریم دچار خطا خواهیم شد. با این انگیزه برمی گردیم به اول انقلاب ، سی سال قبل و از آنجا یک بار دیگر اتفاقات را مرور می کنیم تا ببینیم چه طور این جریانات شکل گرفت و کار به اینجا رسید . دراین نوشته به عوامل و جریان هایی اشا ره می ک نیم که آگاهانه درصدد حذف وطرد نیروهاي دخیل در انقلاب بودند و به این کار مبادرت ورزیدند . دراین بررسی مختصر ، کارکرد جریان انجمن حجتیه، آکادمی فرهنگستان علوم اسلامی، باند بقایی و آیت اله مصباح را مرور می کنیم و در فرصت هاي بعدي به سایر مسائل می پردازیم . از خوانندگانی که دست اندرکار بوده و از این ماجراها اطلاعات بیشتر و مستندي دارند می خواهیم بر دانسته هاي ما بیفزایند و اطلاعات خود را دراختیار ما گذارند و اگر خطایی می بینند، تذکر دهند تا اصلاح گردد.
۱۳۸۸ تیر ۳۰, سهشنبه
من و تو (1)
یک صد و سه سال از انقلاب مشروطیت ایران می گذرد . روزي که با همت مردم آزاده ایران سلطنت لجام گسیخته هارشد و قید قانون را پذیرفت . آن روز ما ایرانیان از پیشگامان مشروطه خواهی در منطقه آسیا بودیم هرچند که خود با تفرقه هاي بعد از انقلاب و بازتولید استبداد دوران سختی را گذراندیم . سالیانی بعد ، از میان راه سنگلاخ آزادي باردیگر قد برافراشتیم و با نهضت ملی کردن نفت آرمان آزادي و استقلال را توأمان جویا شدیم. این بار نیز تفرقه درونی به اس تبداد و استعمار جسارت بخشید تا با کودتاي ننگین 28 مرداد 32 باردیگر سرکوب مان کند . درمشروطه محمدعلیشاه مستبد با کمک قزاق روس و توجیه استبداد دینی ، مجلس مشروطه را به توپ بست . درنهضت ملی نفت نیز اوباشان دربار با پشتوانه استعمار انگلیس و امریکا دست به کودتا زدند. تا به خود آییم و یکدیگر را بازیابیم 35 سال به درازاکشید. این بار آزادي و استقلال و اسلامی که پشتوانه آن بود آرمان ملت شد. سال 1357 ملتی با این پشتوانه هم به استبداد نه گفت و هم به نفوذ خارجی پایان داد و هم از استبداد مذهبی و توجیه گرروي گرداند . این سه گرایش را درهم آمیخت و در اصل 56 قانون اساسی خود نوشت :"حاکمیت مطلق برجهان و انسان از آن خداست وهم او، انسان را بر سرنوشت اجتماعی خویش حاکم ساخته است . هیچ کس نمی تواند این حق الهی را ازانسان سلب کند یا در خدمت منافع فرد یا گروهی خاص قراردهد ". ملت به این بالندگی رسید که خواهان مشارکت در تعیین سرنوشت خویش شود . به این باور رسید که خداوند نه طرفدار حاکمیت یک فرد یا طبقه و گروه خاص بلکه مدافع حق تعیین سرنوشت براي آحاد ملت است . ملت به این ایمان رسید که آن که به نام دین و خدا و مقدسا ت درصدد است تعیین سرنوشت او را در انحصار گروه یا فردي خاص قراردهد فریبکاري بیش نیست . چرا که حق مشارکت در تعیین سرنوشت اجتماعی حقی الهی است و هیچ کس حق سلب آن را ندارد . این بیداري ملت بود که خواب حامیان استبداد و استعمار را آشفته کرد . به همان نسبتی که ملت ما هوشیارتر و مجرب تر شد، بدخواها ن ایران نیز مکارتر شدند و این بار با دسیسه هایی پیچیده تر و پوشیده تر به مقابله برخاستند . این بار همه آرمانها یعنی آزادي، استقلال و اسلام رهایی بخش آماج حمله قرارگرفت. با موج تروریسم از درون، جنگ از بیرون و کودتاي خزنده از چند سو برسرمان ریختند . درطول مسیرپیش آمده ما با این دسیسه ها روبرو بودیم . به دلیل ضعف هایمان گاه ازکنارشان گذشتیم به این گمان که ما را آسیبی نرسد. گاه همراهش شدیم به این گمان که امر حقی صورت می گیرد . گاه احساسش نکردیم و دسیسه اي ندیدیم . اما اکنون ملت ما در برابر یک آزمون تاریخی بزرگ قرار گرفته ا ست. دراین مقطع تاریخی پدیده جدید و کم سابقه اي را تجربه می کند و واکنش او در برابر این پدیده سرنوشت آینده اش را رقم خواهد زد.آنچه در این مقطع حساس اهمیت ویژه دارد شناخت درست جریانی است که نه تنها قصد مصادره آراي مردم را دارد بلکه می خواهد آرمان هاي دیرپاي آنان را نیز براي حاکمیت خود قربانی کند.
اشتراک در:
پستها (Atom)
بايگانی وبلاگ
درباره من
- راه بیپایان
- این وبلاگ سعی میکند تاریخ معاصر ایران را مطالعه کند. به دور از هر گونه تعصب و با استفاده از شواهدی که دردست هستند. اگر شما هم اطلاعاتی دارید ما را در جریان بگذارید. شاید با کمک هم مجموعهای فراهم کنیم، روشنگر آینده.
